. . . نازکتـــر از خیـــال . . .
بسم الله . . .
درد های من ،
جامه نیستند !
تا ز تن در آورم . . .
" چامه و چکامه " نیستند !
تا به " رشته ی سخن " درآورم . . .
نعره نیستند !
تا ز" نای " جان در آورم . . .
دردهای من نگفتنی ،
دردهای من نهفتنی است . . .
دردهای من ،
اگر چه مثل دردهای مردم زمانه نیست ،
درد مردم زمانه است !
مردمی که چین پوستینشان ،
مردمی که رنگ روی آستینشان ،
مردمی که نامهایشان ،
جلدهای کهنه ی شناسنامه هایشان ،
درد می کند . . .
من ولی تمام اسخوان بودنم ،
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند . . . !
اغنای روح من ،
شانه های خسته ی غرور من ،
تکیه گاه بی پناهی دلم ،
شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام . . . !
بازوان حس شاعرانه ام ،
زخم خورده است . . .
دردهای پوستی کجا ؟
درد دوستی کجا . . .
این سماجت عجیب
پا فشاری شگفت دردهاست . . .
دردهای آشنا ،
دردهای آشنا ،
دردهای بومی و غریب ،
دردهای خانگی ،
دردهای کهنه ی لجوج . . .
اولین قلم ،
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است . . .
دست سرنوشت ،
خون درد را با گلم سرشته است . . .
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم !؟
درد ،
رنگ و بوی غنچه ی دل است . . .
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای نو به نوی آن جدا کنم !؟
دفتر مرا
دست درد ورق می زند . . .
شعر تازه ی مرا درد گفته است ،
درد هم شنفته است . . .
پس در این میان من از چه حرف می زنم !؟
درد ، حرف نیست !
درد نام دیگر من است . . .
من چگونه خویش را صدا کنم !؟
قیصر . . .
یا فتاح
وقتی پشت پنجره می آیی ، گویی خورشید طلوع کرده . . . وقتی تو
میدمی از پشت پنجره . . .از خورشید فرصت خودنمایی را می
ربایی . . . حتی خورشید برای دیدن تو . . . برای رنگ نگاه تو . . .
بلندترین کوهها را زیر پا می گذارد ، تا نگاهش را به نگاه تو عزیز
، گره بزند . . .
وقتی که پشت پنجره می آیی . . . احساس را با خود ارمغان می
آوری . . . و عاطفه می بخشی به لطافت رزهای تنهای پشت
پنجره . . .
وقتی که پشت پنجره می آیی مهر و عاطفه دستان کودکانه اشان را
به تو می سپارند و همبازی دل پاک و معصوم تو می شوند . . .
وقتی باران می بارد ، گویی تو پشت پنجره ای . . . صدای پای
قطره های باران که بی مهابا خود را به شیشه ی پنجره می کوبند ،
شنیدنیست . . . آنها قاصد اشکهای پنهان خورشید در پس ابرند . . .
اشکهایی که از شرم نگاه تو ، از هــُـرم وجود تو پشت پنجره و از
رنگ حضور تو . . . بی پایان و بی بهانه شده اند . . .
دوست دارم که تو را زیرباران و در قاب چوبی پنجره ببینم . . .
دوست دارم به افق خیره شوی تا زیبایی خدا را در تلالو نگاه های
بی ریای ِ تو خیره شوم . . .
وقتی که پشت پنجره می آیی ، یاسهای کنار پنجره می رویند . . . و
عطر یاس شهر را می پیچد . . . و همه ی نسیمها سوی تو می وزند . . .
وقتی تو پشت پنجره ای ، احساس رنگ تازه ای می گیرد . . . و
مهرعاطفه از دستان تو سیراب می شوند . . .
وقتی پشت پنجره می آیی . . . لطافت را درس تازه ای می دهی ،
مهر را نوازش می کنی . . . و دلی را آرامش می دهی . . . آرامشی
عمیق و دوست داشتنی . . .
نمی دانی ! نگاهت از پشت پنجره ای که روبه بینهایت باز می
شود . . . تماشایست . . .
ای آسمانی ِ روی زمین . . . ! نقش تو پشت پنجره ی عشق و
احساس حک شده !
بگو !
از تبار کدامین نوری که نهایت ناپذیراست . . . ؟
ای در حصار زمان گرفتار . . . ! چیست بهای زمان . . . ؟
می دانم . . . می دانم این حصار را روزی با دستان پر از عشق خود
خواهی شکست . . . کاش آنروز باشم و فاتحانه بر روی قله ی عشق
و احساس قدم برداشتنت را ببینم. . . ای کاش باشم . . . ای کاش . . .
باور کن به خدا هم حسودی می کنم . . . چرا که عزیزی مثل تو
دارد . . .
نفس بکش مهربان . . . !
نفس بکش . . . !
دلی به نفس تو آغشته شده . . .
یا علی . . .
به نام تنها دلداده
ای کم شده وفای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
افزون شده جفای تو . . .
این نیز بگذرد .. .
زین پیش نیک بود به من رای تو گذشت . . .
گر بد شدست رای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
گر دوری از هوای منت ، هست روز و شب جای دگر هوای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
گر هست مستمند ، دل بی گناه من در محنت و بلای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
وصلم که بود روز طرب دلگشای تو ، گر نیت دلگشای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
بگذشت آن زمان که بدم من سزای تو . . . اکنون نیم سزای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
گر سیر گشتی از من و خواهی که نگذرم گـِـرد در سرای تو . . .
این نیز بگذرد . . .
+ دردواره ها . . .
+ وقتی که پشت پنجره می آیی . . .
+ این نیز بگذرد . . .
+ نامه !
+ خدا . . .
+ بخشی از وصیت علی (ع)
+ آفتـــــــــــــــــــاب می شود . . .
+ سهم ما چیست ؟ ( دو کلمه حرف حساب ! )
+ بازمانده . . . ( سخن شوریده . . . )
+ بر آستان جانان . . . ( دلنامه . . . )
+ نگاه بی بدیل تو . . . ( دلنامه . . . )
+ خدایا . . . بی شک تو حکیم ترینی . . . ( دلنامه . . . )
+ دلم گرفته ای دوست . . . ( دلنامه . . . )
+ یک دنیا پر از عشق و سادگی ( سخن شوریده . . . )
+ کودکم . . . ( سخن شوریده . . . )
تبلیغات 
